مرثیه ای بر یک رویا

خرید بک لینک
 1) دید و رفتار منطقی منجر به انتظار منطقی و انعطاف در رفتار میشه ولی نگاه همه یا هیچ غالبا منجر به افزایش سطح انتظار و بعد اون غرغر و رنجش میشه.2) آیا اونقدری که از بقیه ایراد می گیریم و پیشنهاد دهنده هستیم در زندگی خودمون این دقت رو داریم؟ اینقدری که به صحبت هامون یقین داریم در صدی از اونو اختصاص می دیم به تفکر در باب سخنان منطقی ولو مخالف و در تضاد با ما. فکر کنم ما هنوز در مرحله گوش دادن و تعامل و تضارب نظرات موندیم. چندین هزارساله این مشکل هست که خودش بستری برای ایجاد مشکلات دیگه شده. راهکار بازگشت به گفتگو و اینه که وقتی صحبت می کنیم درصدی احتمال بروز در نگرش و حرف خودمون رو بدیم. اون اقتدار و اتوریته ای که زمینه اش تعطیل کردن عقل و انعطاف و تکثرگرایی باشه به درد خاصی نمی خوره.3) ماهیت زندگی طوریه که در طلایی ترین دورانش هم خالی از حس حسرت و پشیمونی نیست. پس جالب نیست غرق حسرت و گذشته شدن به خصوص که گذشته گذشته و به یاد گذشته بودن چیزی رو عوض نمی کنه.4) تمام شد و رفت و کاریشم نمیشه کرد و از زندگی یاد گرفتم وقتی در قضیه ای کاری از دستت ساخته نیست سعی کن زودتر خودتو ریکاوری کنی، وگرنه ناراحت شدن که طبیعیه به خصوص وقتی با از دست رفتن خاطرات همراه باشه.5) دنیای بیداری دنیای خودآگاهه و دنیای خواب ، ورطه چمیدن ناخودآگاه. گاهی در خواب چنان بغضی که در بیداری پنهانش کردی گلوتو می مرثیه ای بر یک رویا...

ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 235 تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:35

 روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .روزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه یی ستوقلببرای زندگی بس است .روزی که معنای هر سخن دوست داشتن استتا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.روزی که آهنگ هر حرفزندگی ستتا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.روزی که هر لب ترانه یی ستتا کمترین سرود ، بوسه باشد .روزی که تو بیایی برای همیشه بیاییو مهربانی با زیبایی یکسان شود .روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .و من آن روز را انتظار می کشمحتی روزی که دیگر نباشمبرچسبها: احمد شاملو مرثیه ای بر یک رویا...

ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:35

ابر می بارد و من می شوم از یار جدا ( امیر خسرو دهلوی)تاريخ : پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۶ | 8:23 | نویسنده : امین ظهورتبارابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز دلدار جداابر و باران و من و یار ستاده به وداعمن جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جداسبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبزبلبل روی سیه مانده ز گلزار جداای مرا در ته هر موی به زلفت بندیچه کنی بند ز بندم همه یکبار جدادیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشممردمی کن، مشو از دیده خونبار جدانعمت دیده نخواهم که بماند پس از اینمانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدادیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهتزود برگیر و بکن رخنه دیوار جدامی دهم جان مرو از من، وگرت باور نیستپیش ازان خواهی، بستان و نگهدار جداحسن تو دیر نپاید چو ز خسرو رفتیگل بسی دیر نماند چو شد از خار جدابرچسبها: امیر خسرو دهلوی, شعر, ابر می بارد مرثیه ای بر یک رویا...

ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 239 تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:35

صفحه بندی